السيد موسى الشبيري الزنجاني
852
كتاب النكاح ( فارسى )
2 ) توضيحاتى دربارهء متن حديث عمار ، پدر معاوية ، از شخصيتهاى سنى بوده ، همانطور كه نجاشى مىگويد : « كان ابوه عمار ثقة فى العامة وجها » « 1 » ، و به جهت شخصيت بودن وى ، حضرت يك احترام خاصى براى او قائل شده ، او را كنار دست خود نشانده ، و خيلى طولانى به او در نگاه و مكالمه توجه كرده است . از لحن عبارت عمار برمىآيد كه جوّ موجود سنى و اهل مدينه در نزد او حرام نبوده و حرف پسرش معاوية براى او تازگى داشته است . اينكه معاويه كلمهء « القرشية » و « الهاشمية » را به كار برده ، اشاره به اين است كه اين كار از زنانى كه مرتبط با خاندان رسالت هستند و از قريش و بلكه از بنى هاشم مىباشند ، سر مىزند كه طبيعتاً نبايد آنها چنين كارى انجام دهند . آيهاى كه حضرت قرائت كردهاند آيه « وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ » است [ احزاب / 55 ] و آيه « أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ » [ نور / 31 ] نيست كه مورد بحث است ، ولى بالاخره مفاد آيهء مورد بحث هم از اين حديث بدست مىآيد . 3 ) يك سؤال و پاسخ آن دربارهء حديث در اين روايت اين سؤال مطرح مىگردد كه مسألهء لمس اجنبيه مورد اعتراض معاوية بن عمار بوده است و آيهاى كه حضرت قرائت فرمودند ، مربوط به مسألهء نظر است ، بنابراين ، چرا حضرت اين آيه را قرائت كردهاند ؟ در پاسخ اين سؤال نخست اين مطلب را متذكر مىشويم كه حضرت عليه السلام با جملهء ذيل حديث كه ( لا بأس ان يرى المملوك الشعر و الساق ) ، كار اهل مدينه را تخطئه مىكنند و آن را خلاف شرع دانستهاند ، ولى حضرت روى جهتى نخواستهاند صريح اين امر را بيان كنند ، از اين جهت فقط به معاويه فرمودهاند كه آيه
--> ( 1 ) رجال نجاشى : 411 / 1096 .